https://hovedstaden.rodekors.dk/
پرش به محتوا (کلید Enter را فشار دهید)
پایتخت صلیب سرخ

کلمات شعر بلند خوانده شده متعلق به شرکت‌کنندگان در این اثر است. صداها و تجربیات متفاوت آنها در قالب یک «خود» مشترک گردآوری شده است تا به بینشی در مورد چگونگی تجربه تنهایی توسط شرکت‌کنندگان به روش خودشان، که به صورت یک صدای مشترک منتقل می‌شود، دست یابیم.

از طریق نمایشگاه شما صداهایی از پنج شرکت‌کننده زن و دو شرکت‌کننده مرد در محدوده سنی ۳۴ تا ۵۳ سال خواهید شنید. ما با هم، از طریق سه کارگاه و چندین جلسه، تجربه تنهایی پایدار را از طریق روش‌های مختلف و از دیدگاه‌های مختلف بررسی کرده‌ایم. ما بر بررسی این وضعیت تمرکز کرده‌ایم؛ چه چیزی احساس تنهایی را برمی‌انگیزد؟ چگونه تجربه می‌شود؟ و چگونه در طول یک روز با تنهایی برخورد می‌شود؟ خواهید دید که این مضامین مانند رشته‌هایی در سراسر نمایشگاه در یک نگاه مشترک به تنهایی پخش شده‌اند.

صدای کوچک کار می‌کند به هر چیزی که فکر می‌کنی است این اثر از صدای چندین شرکت‌کننده ساخته شده است تا تنهاییِ ناشی از نادیده گرفته شدن یا نادیده گرفته شدن در تجربیاتشان را که هنگام تلاش برای به اشتراک گذاشتن آنها تجربه می‌کنند، بازسازی کند. این اثر صوتی از مکالمه‌ای ساخته شده است که یکی از شرکت‌کنندگان در زندگی واقعی داشته است. سایر شرکت‌کنندگان توصیه‌های «خوبی» را که در مورد آن صحبت می‌کنند، زمزمه می‌کنند. اغلب وقتی سعی می‌کنند تنهایی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند، با این مشکل مواجه می‌شوند که به تقویت احساس تنهایی کمک می‌کند.

I یک کارگاه مشترک ما بر تجربه وجودی و جسمی تنهایی تمرکز کردیم. شرکت‌کنندگان چشمان خود را بستند و در حالی که خاطرات احساس تنهایی را به یاد می‌آوردند، احساس کردند که تنهایی در کجای بدنشان قرار دارد.

زنی با دست روی شکم.

صدای موجود در کلیپ‌های صوتی با هوش مصنوعی ساخته شده بود، زیرا شرکت‌کننده می‌خواست صدایش ناشناس بماند.

کارگاه دیگری این برنامه شامل یک پیاده‌روی شهری در اطراف نوربرو بود. به همه شرکت‌کنندگان یک دوربین یکبار مصرف داده شد تا بتوانند از انعکاس‌های خاص در صحنه خیابان که به آنها احساس تنهایی می‌داد، عکس بگیرند.

مردم روی چمن نشسته اند. در پس زمینه، ساختمان های قرمز.

در آخرین کارگاه شرکت‌کنندگان ضمن توصیف نحوه‌ی مواجهه‌شان با تنهایی از صبح تا شب، روز خود را نقاشی می‌کردند. برخی از شرکت‌کنندگان در طول روز عکس می‌گرفتند، در دفتر خاطرات خود می‌نوشتند یا از طریق پیامک برای من نامه می‌نوشتند تا نگاهی اجمالی به زندگی روزمره‌شان داشته باشند. شرکت‌کنندگان، در طول روز، یک چیز مشترک داشتند: آنها سعی می‌کردند با انجام کارهای عملی و حواس‌پرتی، حواس خود را از تنهایی پرت کنند. 

اتاقی با یک تخت، یک میز کوچک و یک صندلی. روی تخت یک چمدان باز و یک کیف کوچک قرار دارد.
یک پل کوچک در یک پارک سرسبز.

آخرین شعر نمایشگاه توسط یکی از شرکت‌کنندگان به عنوان راهی برای بودن در تنهایی و پذیرش آن سروده شده بود.