https://hovedstaden.rodekors.dk/
پرش به محتوا (کلید Enter را فشار دهید)
پایتخت صلیب سرخ

«ایجاد جامعه‌ای مانند آنچه در فروشگاه خیابان ایستدگاد وجود دارد، معنای خاصی دارد، زیرا باعث ایجاد ملاقات بین افراد می‌شود و امکان لبخند و گفتگو را فراهم می‌کند.»

ملانی مدیر داوطلب فروشگاه دست دوم ما در ایستدگاد است، جایی که او نه تنها به ایجاد یک فروشگاه زیبا و کارآمد کمک کرده، بلکه فروشگاه را به یک محل تجمع محلی نیز تبدیل کرده است.

«من خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم که بعد از یک عمر کاری نسبتاً طولانی، شما فکر می‌کنید که من هنوز در انتقال چیزی به دیگران تمام نشده‌ام. فکر می‌کنم این بسیار ستودنی است. و تعهد و اشتیاقی که می‌توانید در داوطلبان احساس کنید، به نظرم استثنایی است.»

پرتره توماس، که یک داوطلب در هیئت مدیره Netværkshuset Kastruplund است.

«احساس می‌کنم وقتی دوباره راه بروم، مادرم شجاعت و قدرتش را دوباره به دست آورده است.»

بیرگیت می‌خواهد به مادران مجرد کمکی را که خودش از آن بی‌بهره بود، ارائه دهد. امروز، بیرگیت داوطلبانه در God start på lieft فعالیت می‌کند.

تاریخچه سرمایه صلیب سرخ

«وقتی کمی بیشتر از دیگران انرژی داشته باشی، می‌توانی تغییر ایجاد کنی.»

پرتره کریستین، که داوطلب بابانوئل است.

«من معتقدم که با داشتن مکانی مانند ترمینال ۱ می‌توانیم تغییری ایجاد کنیم.»

در ترمینال ۱، داوطلبانی مانند بریت فضایی از آزادی برای معتادان سابق مواد مخدر ایجاد می‌کنند.

تصویر_بریت

فکر می‌کنم وقتی با دیگران در مورد کار داوطلبانه صحبت می‌کنم، آنها تصور می‌کنند که به چیزهای زیادی نیاز دارد - و در واقع اینطور نیست.

پرتره کاتیا (چپ)، که داوطلب در Bevejgelsesvenner است.

وقتی با دیگران به اشتراک می‌گذارید، چیزی را در عوض دریافت می‌کنید.

پرتره ملنگ یاسین بلوچ، داوطلب در فری رام.

بی‌صبرانه منتظرم که به صلیب سرخ بروم.

پرتره بنته کرکبی، که به مدت ده سال داوطلب دفتر گردشگری بوده است.

«احساس می‌کنم این چیز کوچکی است که می‌دهم - اما دیدن اینکه چقدر برای او معنی دارد، بسیار ارزشمند است.»

پرتره کریستین، که دوست مهمان زنی آسیب‌پذیر از نظر ذهنی است.

«تو تنها وارد زندگی نمیشی، و مجبور نیستی تنها ازش بیرون بری»

پرتره ماریان برگ، داوطلب خدمات دیده‌بانی.

بزرگترین لبخند لانگبرو

پرتره ریک کلبرگ، که ۲۰ سال داوطلب بوده و هنوز هم در تمام مسیر بازگشت به خانه لبخند می‌زند.

اما حالا من هم فردی را می‌بینم که به جلو حرکت می‌کند - و این باعث خوشحالی و افتخار من است که به پیشرفت این روند کمک کرده‌ام.

پرتره زازا بامباخ، داوطلب در فعالیت «از خانه تا خانه». پروژه‌ای که از نظر او فقط یک پروژه طراحی نیست. بلکه یک پروژه انسانی در مقیاسی کاملاً متفاوت است.

«مسئله روابط با مردم است»

پرتره‌ی جیکوب، که داوطلب عضویت در خانه‌ی سالمندان است.

«اینکه می‌دانم کمی بیشتر به آنها کمک کرده‌ام، باعث خوشحالی من است.»

پرتره هله، که تقریباً دو سال است که به عنوان داوطلب در مرکز مشاوره قربانیان فعالیت می‌کند.

«...در جامعه ما نوعی اعتبار وجود دارد که احتمالاً در بسیاری از جاهای دیگر پیدا نمی‌کنید. این فوق‌العاده است.»

کورت پنج سال است که به عنوان داوطلب در باشگاه مردان فعالیت می‌کند و همچنین هم سرپرست داوطلبان و هم راننده داوطلب است.

مصاحبه با کورت رود کورس
زنی که فنجان قهوه در دست دارد

«خب، برای من عادی شده که این کار را فقط شنبه‌ها یا یکشنبه‌ها انجام می‌دهم. بعد تاس بازی می‌کنم، تلویزیون تماشا می‌کنم، حرف می‌زنم - بله، با دوست مهمانم خوش می‌گذرانم.»

اوا به مدت ۳۵ سال دوست مهمان در صلیب سرخ دانمارک بوده است.

«ما امیدواریم که دیگران نیز به داوطلب شدن در فروشگاه صلیب سرخ علاقه‌مند شوند.»

در دسامبر ۲۰۲۴، سوزان، جولی و آندرس از بانک دانسکه تصمیم گرفتند ساعات مسئولیت اجتماعی شرکتی خود را در یک فروشگاه صلیب سرخ بگذرانند.

«خوشم می‌آید که می‌توانم ببینم شخصی که روبرویش نشسته‌ام از بودن من در آنجا چیزی یاد می‌گیرد.»

مصاحبه با نیکولای، که داوطلب در بوگلسِسونر است را بخوانید.

«وقتی همدیگر را می‌بینیم، با هم می‌خندیم و دنیا را زیر و رو می‌کنیم - تا چندین بار!»

لورا و آنی یک سال و نیم است که با هم قدم می‌زنند و رفیق هستند، اما از طرز خندیدن، لبخند زدن و تمام کردن جملات یکدیگر، آدم فکر می‌کند که آنها ده سال است با هم دوست بوده‌اند.

«به عنوان یک داوطلب، شما به کاری که انجام می‌دهید اشتیاق دارید و این به اطرافیانتان نیز منتقل می‌شود.»

بیرگیت استینبک ۶۶ ساله است و در رودووره زندگی می‌کند. او حدود یک سال است که در کافه سالمندان صلیب سرخ، سرپرست فعالیت‌های داوطلبانه بوده و تقریباً بلافاصله پس از بازنشستگی زودهنگام، این کار را آغاز کرده است. پیش از این، او به مدت ۳۲ سال معلم مدرسه بوده است.

«دیدن شکوفایی و ابتکار عمل مردان خاموش، فوق‌العاده مثبت و ارزشمند بوده است.»

اریک به عنوان سرپرست فعالیت‌های داوطلبانه در باشگاه مردان، به ایجاد جامعه‌ای کمک کرده است که خودش هم از آن لذت برده است.